سيد محمد كمره اى
15
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
هرچه از دستمان برآيد به شما مىكنيم ، در جرائد مىنويسيم ، معايب شما را روى پرده مىريزيم و . . . بنده ديدم اين حرفها مثل حرفهايى است كه از باغ شاه زمان محمد على ميرزا از پس پرده صنيع حضرت ، مفاخر الملك و غيره بيرون مىآوردند . قدرى هم از كميته روسىها گفت كه آمدهاند طهران و من آنها را ملاقات كرده و . . . بنده خيلى افسرده شده كه اخلاق ما خيلى بد است و فقط لباس دمكراسى را پوشيدهايم . تشريف بردند [ دواتگر ] . بعد بعضى علفچينىها در خانه نموده ، رفتم عقب تلمبه ، از آنجا منزل همشيره « 1 » تا اول مغرب . بعد بهسمت خانه امير حشمت كه صبح [ به ] منزل من آمده بود و من نبودم . روابط ميرزا على اكبر ساعتساز با كنت ريچ روسى در سرچشمه به صمد خان تبريزى كه در تلفنخانه قم است ملاقات ، شرحى از اينكه كنت ريچ و اجزاء او كه به طهران آمده شنيدهام و صحيح است كه ميرزا على اكبر ساعتساز با او روابطى تهيه نموده و خيال دارد فرقه دمكرات طهران را با دمكراتچى جديد روسيه الحاق دهد . از آنجا به منزل امير حشمت رفته ، آقا ميرزا حسين خان و امامجمعه كمره [ اى ] و سيد قمى [ كه او را ] نشناختم بودند . دو ساعتى نشسته ، چائى خورده ، بلند شدم . موفق نشدن دولتيان براى سلب حق رأى از بىسوادان امير حشمت با كالسكه توى راه رسيده ، خيلى اصرار به مراجعت نمود قبول نكردم . مراجعت ، درب خانه ظل السلطان ، مخبر حضور را ديده ، مژده موفق نشدن دولتيان را داد كه از اجتماع وكلاء سه دوره نتيجه تغيير قانون اساسى را در باب انتخابات كه عمومى ساقط شود [ يعنى فقط باسوادان اجازه رأى دادن داشته باشند ] نگرفت ، ليكن بهت بعضى حرفهاى آقا كريم كه نوشتنى نبود مرا
--> ( 1 ) . فاطمه سادات كمرهاى همشيره سيد محمد كمرهاى همسر سيد محمد رضا مساوات بود كه در آن ايام در مهاجرت به سر مىبرد .